درگیری های من با  سریال (vikings ) بالاخره تمام شد  و 4 فصل از این سریال که تا به امروز ساخته شده است را دیدیم این سریال یک کار کانادائی - ایرلندی و ساخته مایکل هرست است  .

اما چرا وایکینگها ؟

مدتها  بود  که در اندیشه شناخت این قوم که پدران ملتهای  اسکاندیناوی هستند  مشتاقانه بودم.

 بعنوان یک عاشق جدی فوتبال با پدیده وایکینگ در سال 1992 میلادی مواجه شدم در آن سال تیم ملی دانمارک  که در راه انتخابی مسابقات یورو حذف شده بود بعلت جنگهای داخلی کشور یوگسولاوی جانشین آنها در آخرین روزها پیش از  آغاز جام می شود و بازیکنان این تیم  بدون بازی تدارکاتی و تمرینات مناسب وارد این بازی ها شده و با شگفتی فراوان قهرمان شدند !

بسیاری در آن روزگار روحیه جاه طلبی و کسب پیروزی که مختص اجداد دانمارکی ها یعنی وایکینگ ها بود را  دلیل این توفیق می دانستند اما این پایان ماجرا نبود.

دو سال بعد در جام جهانی 1994 سوئدی ها سوم شدند !! هیچ کس انتظار مدال برنز از سوئدی ها را نداشت اما روح  وایکینگ ها به آنها افتخار را بخشید !!

سالها از این جریان گذشت و بی شک ستاره ها و تیمهای مختلفی را از نسل وایکینگ ها می دیدیم  تا در تابستان 2016 پدیده ایسلندی در یورو ظاهر شدند ! یک تیم و بی شک یک ملت !!

تیمی که بیشتر بازیکنانش حتی حرفه ای هم نبودند با آن تماشاچی  و تشویق ایسلندی که به شدت مورد توجه قرار گرفت  توانستند بدرخشند و حتی انگلستان را هم حذف کنند  و  همان روزها بار دیگر جرقه  جستجوی وایکنیگ ها در ذهن من درخشید و سریال  وایکینگ ها و قصه قهرمان افسانه ای آنها راگنار لودبروک   این فرصت را به من داد .

راگنار مردی که با جاه طلبی و رهائی از باورهای محدود کننده توانست رهبر وایکنیگ ها شود و سرزمین های جدید و هویت و ثروت بی کرانی را بیابد!

این سریال زندگی با تمامی وجود جریان دارد بی رحمی  در کنار عشق و بی شک اوج بدی در کنار رحم و عطوفت و خیانت  به همراه همراهی را می بینیم ! روابط راگنار با رولو برادرش و با همسرش اولش  لاگرتا و بیورن پسر اولش و ایوار فرزند معلولش ...وصف ناپذیر است

آن چیزی که در این سریال به وضوح دیده می شد آزاد اندیشی ملتی است که قصد پیشرفت دارند ! روابط در این دیار بر اساس خواسته دو نفر است و تفاوتی بین زن و مرد نیست و زن در کنار مرد می جنگد و عشق می ورزد و همه این اتفاق ها در قرن هشتم میلادی رخ می دهد !! و حکایت یک ملت را بیان می کند

  جهل و خرافه را در سیمای عشق به خدایان و باور هایشان تا مرز جنون آمیز قربانی شدن داوطلبانه برای کسب مهر خدایان  پیش می رود! اتفاقی که هنوز هم در این جهان وجود دارد قربانی شدن برای خشنودی خالق زندگی !!

مرگ در این سریال تعریفی دارد که بسیاری از افراطی های این روزگار نظیر داعش و طالبان و... الگو برداری از آن می کنند و شاه اکبرت پادشاه ساکسون های که در بخشی از انگلستان امروز حکم رانی می کرد در مورد آنها می گوید " تمام زندگی شما وایکنیگ ها در این است که چگونه بمیرید !!"

سریال وایکنیگ ها برای من حکایت های زیبائی از عشق و زیبائی زندگی و جاه طلبی و مبارزه برای رسیدن به آرزوها و... را تداعی کرد گه در کنار تصویر برداری زیبا و بازی هنر مندانه و... بی شک خاطره زیبائی برایم بود و دیدن آن را توصیه می کند به همه کسانی که عشق بو زندگی  و جاه طلبی و روزگار سخت و خوش را با تمامی وجود باور دارند