تلنگری زخار حرصه

 حرصه چیست ؟  حرصه کلمه ای است عربی که ریشه حرص است  و شاید همین کلمه آغاز گر حکایت دگری  ز تلنگرها می شود

" خار حرصه "

در بیابان ها خار حرصه وجو د دارد . این گونه گیاهی چیست ؟

خار حرصه گیاهی است که در بیابان می روید و عده ای آن را در زبان فارسی خار مریم می گویند. شترکه به کشتی صحراها مشهور است عاشق این گیاه است. او هر گاه خار حرصه می بیند  با شوقی بی کران آن را می بلعد . خارها  دهان شتر را خونین می کنند و شتر ازطعم خارهائی که با خونش آغشته شده اند لذت می برد و آنقدر این کار را  ادامه می دهد  تا بمیرد.

حکایت خار حرصه برای همه ما آشنا است. نویسنده ترک زلفی لیوانلی که کتاب اضطرابش کتاب سال ترکیه در سال 2017 میلادی شده است در مقدمه این کتاب از خار حرصه چنین  می گوید 

" حال روز ما مردم خاورمیانه مثل شتر و حرصه است . ما در طول تاریخ همدیگز را می کشیم و بی خبریم که این حکایت در حقیقت  قصه نابودی خود ما  بوده و از طعم خون خود سر مستیم ..."

تلنگر خار حرصه  بی کران وجود دارد.

آنگاه که به زعم خود عمر و روح و جسم خود را در گروی جاه طلبی های بی شمارمان می گذاریم  در حقیقت به خون خود تشنه ایم.

زمانی که می پنداریم با احتکار و از اوضاع دگرگون و آب گل آلود می خواهیم که ماهی بگیریم مشغول خوردن خار حرصه هستیم.

وقتی که حرص و طمع ما در راه  دست درازی به مال و جان و حتی زندگی و آرامش  دیگران پایانی ندارد و از یاد می بریم که   در سرزمینی که نابود می شود ثروت به درد هیچ کسی نخواهد خون خود را می خوریم .

آن هنگام که می پنداریم آرامش و آسایش و شادمانی تنها سهم ما خواهد بود و برای دیگری هیچ ارزشی قائل نیستیم و می پنداریم خیانت به صرف خدمت به خویش  نامش زرنگی است  قبای شتران صحرای زندگی را به تن کرده ایم.

ما همواره خنجر را خود بر روی خویشتن کشیده و هزاران بهانه برای آن تراشیده ایم . خنجری که در پی شکار    آرامش و شادمانی  و خوشبختی  دیگری  است بر خود زده ایم .

دیر می فهمیم که عشق ورزیدن لیاقت می خواهد و نشخوار خار حرصه خود پرستی  سرنوشتی را نصیبمان می کند که گونه بیابانی اش با شتر بی نوائی کرد که طعام خوش را با خون و بی گمان دعوت به مرگ خویش خورده است  که بی گمان نوش بر جانش نشده و نیش بر آن خواهد زد.

چگونه به خود باید آیم ؟

پاسخ آسان است

اگر خود را بی نوائی می بینیم که عشق ورزی رانصیبی نبرده است به دنبال دزدیدنش از قلب و روح دگری نباشیم.

اگر از انسانیت و درست اندیشی و نیکو گفتاری و بهینه کردانی دوریم بهانه های دروغین برای توجیه خود و دیگران نیاوریم 

باور کنیم دروغ  و خیانت به خویشتن راهی جز سرای نیستی نخواهد داشت.