تلنگری با بانوی ریاضیات
تلنگری با بانوی ریاضیات / تورج عاطف
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
" سعدی "
امروز که این نوشته را می نگارم چهل و سومین میلاد بزرگ بانوی ریاضیات جهان سر کار خانم دکتر مریم میرزاخانی است. ایشان در مورد لذت ریاضیات اظهار نظر بسیار جالبی دارند
"پرارزشترین بخش مطالعه ریاضی لحظهای است که میگویی 'آها!'. ذوق کشف و لذت فهمیدن چیزی جدید. احساس ایستادن بالای یک بلندی و رسیدن به دیدی شفاف و واضح"
این کلمه "آها !" درست همان تحلیلی است که هیچگاه و شاید بسیار کمتر یافت می شود در هنگامی که به وقایعی چون مرگ زود هنگام بانوئی بی نظیر چون پرفسور میرزاخانی می رسیم و نمی توانیم درکی از علت آن داشته باشیم . شاید مشکل همه ما این باشد که فکر می کنیم حساب و کتاب و یا به قول علمی تر آن ریاضیات زندگی را می توانیم به سادگی درک کنیم اما سخت است که بتوان ازدست دادن چنین گوهری درخشان از جهان را با هرگونه منطقی قبول کرد حتی اگر پند دکتر میرزاخانی را گوش کنیم که گفت
"بدون علاقه داشتن به ریاضی ممکن است آن را سرد و بیهوده بیابید. اما زیبایی ریاضیات خود را تنها به شاگردان صبور نشان میدهد"
بی گمان برای درک ریاضیات وقایع جهان باید صبری بیش از هر معیار سنجشی داشت .اگر فرض کنیم که چگونگی حمل و نقل نخبگان کشور وخلق آن فاجعه در میانه دهه 70 خورشیدی را با منطق جامعه نخبه کش و سراسر از عشق به جهالت توجیه کنیم اما این که مریم میرزاخانی از آن حادثه وحشتناک جان سالم به در برده ولی بیست سال بعد در اوج موفقیت سرطان او را از ما می رباید به واقع با هیچ صبری قابل تحمل نیست هرچند که برنده مدال فیلدز و کسی که روز تولدش به نام " روز جهانی زن و ریاضیات " نامگذاری و از سوی سازمان ملل بعنوان یکی از هفت دانشمند زن تاثیر گذار جهان شناخته شده است فرمان به " صبر " دهد .
شاید این روحیه " صبوری " از دوران کودکی و آرزوهای آن روزگارش آید که چنین در باره آنها گفته است «وقتی که بچه بودم رویایم این بود که نویسنده رمان شوم"
صبر حکایت نویسندگی رمان است یعنی یک رمان چون هر مسئله ریاضی نیاز به حل کردن دارد تا آشکار یا به بیانی نوشته شود . شاید هم توضیح برای نیافتن "آها !" این دنیا در فیلم مورد علاقه اش یعنی " داگویل " است فیلمی که می گوید جهان جائی است که هیچگاه نمی تواند خوبی و خوبها را طولانی تحمل کند و این قصه برای این بانوی پر افتخار جهان و ایران هم تکرار شد افسوس روحش شاد
سالها است که درد دلا را قلم ز دم و اگر توان ابراز خون دل خو ردنهیم را نداشت در عو ض کیبورد کامپیوترم را خو ن به دل کردم ماحصل حر فهایم در یازده کتاب " سولماز"و"عرو س قولنامه ای" نو شتم ( اکر از این دوکتاب می خو اهید بدانید به سایت www.iketab.comمراجعه کنید )و کتاب " دختر ی در قاب پنجره" و " ذهن قهرمان"( www.iiketab.com) است و كتاب " ترانه هاي بيوه " و عشق ناخدا و یک قصه بیش نیست و بانوی سرزمین من و قصه های من و آیلی و رفیق اینتر نتی و شعر بازی های من نجوای من در کنار این نو شته ها صدها مقاله در نشر یه های مختلف داشته ام ابرار ور زشی و صبح ورزش و جهان فو تبال و گل موفقیت و شبکه و... و حالا در سایت و پیشکسوتان فوتبال ایران می نو یسم اما خاطرات ناخدا تورج از جنس دیگر ی است امیدواریم شما هم این گو نه فکر کنید